این شعر رو عزیزترینم به من گفت :

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

 

ولی با خفت و خواری پی شـبنم نمی گــردم

 

و این هم جواب من که هیچ وقت نتونستم بهش بگم :


من آن قمری تنهایم که هر جایی وفا باشد

 

برای خـاطر دلبـر بساط نغمـه می سـازم

/ 0 نظر / 2 بازدید